تبليغاتX
کاوه اهوازی
از اهواز شهر هرمز اردشیر با همه ایرانیان سخن می گویم.

پاينده ايران
در سال1380 مقاله اي در هفته نامه اهواز درج گرديد كه در آن شخصي به نام علي كاظمي در مقام يك اسطوره شناس اظهارات بي پايه و بي مايه در نفي تاريخ ايران وتعريف تمدن والاي عرب افاضه فرمودند.در اين خصوص زنده ياد استاد نوربخش رحيم زاده نقدي در اين مورد داشتند كه در ان زمان به روزنامه هاي چاپ اهواز اجازه درج كردن اين مقاله را ندادند.در اين جا بخشهايي از اين نقد را آورده ام.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 24 تیر1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 
پاينده ايران

 در روزگاران كهن ايلام به ناحيه اي شامل ولايات خوزستان,لرستان,پشتكوه(استان ايلام امروز)و كوههاي بختياري بودكه البته ساكنان آن بيشتر همان مردم غيور لر وبختياري بوده اند. هوزي ها يا خوزي ها در آغاز نام يك قبيله جنگجو بود كه در اين ناحيه سكونت داشتند درست به همان سان كه اين خصوصيت جنگجويي ودلاوري در لرها وبختياريها وجود دارد,چنانچه سياست,هوشياري ووطن دوستي وجود آنان را مالامال كرده است. آنچه كه از شواهد تاريخي برمي آيد ,جنگهاي اسكندر گجستك وهمچنين عربها در سرزمين خوزستان رخ داده وبزرگترين لطمه به عمران اين منطقه وارد شده است. تاخت وتازهاي مكرر و اردوكشيهاي متعدد موجب خرابي سدها ,باير ماندن اراضي ومتواري شدن سكنه آن گرديده است وبراثر آن سرزميني كه هندوستان ايران محسوب مي شد به دشت خشك وشوره زاري تبديل شده است!

 پاره ايي از نامداران خوزستان تا قرنهاي نخستين اسلامي به شرح زير مي باشند:

1-گروهي "ايزدورخاركسي"جغرافي نويس معروف يوناني را(قرن اول ميلادي) از خاركس (محلي در خوزستان)مي دانند.(كتاب تاريخ ايران باستان ص93)

2-ابن مقفع(متولد 106 ه ق )نيز از مردم خوزستان بود.(ايران باستان ص 100 )

۳- ابويعقوب بن عيسي الناقل ملقب به الناعس از مترجمان ايراني در قرن سوم نيز از مردم خوزستان بود كه به ترجمه كتابهاي طب اشتغال داشت.(تاريخ علوم عقلي در تمدن اسلامي ص 85)

 4-خاندان نوبخت: نخستين فرد اين خاندان كه در تمدن اسلامي مقامي بزرگ دارد وديگران از مردم اهواز بودند.نوبخت خود را از نژاد"گيو"پسر گودرز مي دانست وي در علم نجوم واحكام ان استاد بود ونيز تا وقتي كه به خدمت منصور درآمد برآيين زرتشتي بود وپس از آن به اسلام گرويد.(تاريخ علوم عقلي در تمدن اسلامي ص 58 )

 5- علي اهوازي:علي بن مهزيار اهوازي دورقي شيعي مكني به ابوالحسن وي فقيه ومفسر بوده در سال 229 ه ق در قد حيات بوده. از كتابهاي اومي توان الانبيا,الزهد,المكاسب را نام برد.

 اين بزرگان همه از لر وبختياري بوده اند.

پاینده ایران

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 تیر1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 
پاینده ایران

 

در سال ۱۹۲۲ قراردادی بین سروان "پرسی زاخاریاکاکس "وخزعل به امضا رسید که سرآغاز همدلی یک تبعه ایرانی با اتباع بیشکانه بودچنین آمده است:

"دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان آماده است تا حمایت لازم را از شما به عمل آورد به نحوی که راه حل رضایت بخشی در صورت هرگونه تجاوز حکومت ایران به قلمرو شما به عمل آورد وحقوق شما را نسبت به دارایی تان در ایران به رسمیت بشناسد."

وسوسه انگلیسی ها ضعف دولت مرکزی قاجار وهرج ومرج ناشی از دوران مشروطیت شیخ خزعل را به فکر خودمختاری انداخت.خزعل در سال ۱۹۲۲ (۱۳۰۰ خ)با کمک کنسول انگلیس در اهواز عشایر عرب وبختیاری را متحد یاخت وداعیه "عربستان آزاد"را برای اولین بار به طور رسمی اعلام وخودرا "امیر عربستان"خواند!

همزمان عوامل انگلیس در بغداد قاهره وسوریه با درج مقالاتی که سوژه های آن از آرشیو "ام ۱۵ "تامین می شد بر تن.ر تجزیه خوزستان هیزم می افزودند واعراب خوزستان را که همیشه در راه ایران جانبازی وفداکاری کرده بودند علیه استقلال کشور می شوراندند.

خزعل به دلیل وابستگی به سیاست استعماری انگلیس وبه جهت سرپیچی از اوامر دولت باید تنبیه می شدورضاشاه در سفرنامه خوزستان به ماجاری خزعل اینگونه می نگرد:

"من نمی توانستم در مرکز مملکت بنشینم وببینم که جرایدبین النهرین(عراق)وشامات(سوریه)خوزستان را یک ایلت عربی معرفی کرده خزعل عرب را امیر بلاستقلال آن معرفی می کنند..."

این گونه اندیشیدن که با استقبال وطن پرستان مواجه بوده وهست قطعا مورد بی مهری وبی عنایتی دشمنان استقلال ایران می باشد وگرنه یکی از خدمات رضاشاه که استقلال ووحدت ایران را تضمین کرد همین مبارزه با عوامل بیگانه وعناصر تجزیه طلب بود.

حال اگر برخی از نویسندگان با سوء استفاده از سیاست روز به سردارسپه می تازند ومیهن پرستان را به پان آرایاییزم متهم می کنند جای این سولا را باقی می گذارد که آیا خزعل نوکر انگلیسی ها بود یا نه؟اگر بود واسناد ومدارک همحکایت از تائید آن را دارد چرا امروز مورد حمایت قوم گرایان متعصب است؟واگر این کار ترویج پان عربیسم نیست پس چیست؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 

پاینده ایران

چندسال پیش که بساط کار تجزیه طلبان به نام اصلاحات در خوزستان پهن شده بود ودر این راه هم دولت وقت امکانات واتیازاتی داده بودهفته نامه ای به نام اهواز چاپ می شد ولبته هنوز هم می شود که بسیار پرشوروحرارت می نوشت.در یکی از شماره های این هفته نامه یوسف عزیزی بنی طرف مطلبی داشت به نام "مشعشعیان حلقه مفقوده تاریخ خوزستان"وبا آب وتاب بسیار این خاندان را تعریف وتمجید نموده بود البته معلوم نشد که منابع تاریخی وی از کجا بوده والبته همه اینهابرای آن بود که چون تااین تاریخ هیچ حکومت مستقلی در خوزستان نبوده عزیزی بنی طرف مجبور شده بود که به سراغ این خاندان برود وبرای جوانان ومردم عرب خوزستان چنین هویت سازی کند.از قدیم گفته شده "دزد ناشی به کاهدان می زند"برای روشن شدن این موضوع وتاریخ خاندان مشعشعیان ولبته بنیانگذارآنها" سید محمد" مطالبی را از کتاب تاریخ پانصدساله خوزستان نوشته شادروان کسروی گرداوری کرده ام که امیدوارم نظر دوستان را جلب کند.

یک نکته دیگر اینکه عزیزی بنی طرف وهمپالکی هایش برای اینکه از قافله هویت سازی عقب نمانندکارهای دیگری در این خصوص انجام داده ودر جای دیگر به سراغ یک دزد وراهزن فراری به نام"حطه"رفته واورا یکی از پهلوانان عرب خوزستان معرفی کردند.در صورتی که کسانی که هنوز زنده اند وعمرشان اجازه می دهداورا همیشه مورد لعن ونفرین قرار داده و وی را دزدی بیش نمدانند.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 2 تیر1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 
پاینده ایران

از داریوش هخامنشی سنگ نبشته هایی به یادگار مانده به خط پارسی باستان کنده شده بر سنگهای سخت.سخن هخامنشیان را از اعماق تاریخ بیش از دوهزار سال پیش به نسلهای پس از خود یادآوری می کنندکه واژه "خوز"نام پارسی سرزمینی ایرانی است که امروزه آن را "خوزستان"می خوانیم.درباره تاریخ خوزستان وشهرهای باستانی آن تاکنون کتابهای بسیاری نوشته شده است وهمگی ضمن شرح تمدن ایران باستان از کتیبه ها وآثار باستانی آگاهیهای فراوانی ارائه داده اند.

روانشاد مشیر الدوله پیرنیا ضمن شرح متیبه های پادشاهان هخامنشی سرزمین یادشده را"خووج"گفته است وبا توجه به پسوند مکان فارسی آن "ستان"همان "خووجستان"یا"اوجستان"می باشد.

آنچه مسلم است خوزستان کنونی جزیی متصل به سرزمین ایلام بوده است از این روی بعضی را عقیده برآن است که"اووج"بر سرزمین ایلام اطلاق می شده است در حالی که برهر زبانشناس ومورخی آشکار است که"اووج"یا"اور"با توجه به امر تبدیل حروف در یک سیر تکامل زبان با"خوز"ارتباط صوتی وبیانی بسیار نزدیک دارند.در کتاب راهنمای موزه وحفاری هفت تپه می خوانیم که پارسیها ایلامی ها را به نامهای"اوجا"یا"هوجا"مردمان کوهستانی مناطق شرقی دشت خوزستان نامیده اند.

همین نکته که ارتباط بسیار نزدیک "اوجا"و"هوجا"وتبدیل آن به "هوز"و"خوز"وبه وجود آمدن کلماتی ماننداهواز وخوزستان وهمچنین بی ارتباطی همه اینها با زبان عربی که تجزیه طلبان از آن دم می زنندکافی است  چون اینان ادعایی مسخره دارند که تمدن ایلام باستان وهمچنین خودشان را از یک ریشه دانسته وهمیشه سعی برآن دارند که تفهیم کنند "عیلام"صحیح است ولی هیچ دلیل علمی براین ادعا ندارند.یوسف عزیزی بنی طرف وعلی الطایی کساتی هستند که به شدت بر این موضوع پافشاری می کنند وبه نوعی این دو وبه ویژه عزیزی بنی طرف را می توان از بنیان گذازان این ادعا دانست.

در زبانهای ایرانی از تبدیل "چ"به "ز"نمونه های بسیاری می توان دیددر همان کتیبه داریوش در شوش سطر ۲۲ "خوارزم"را به صورت "اووارزمیش"آورده است یعنی "خو"به صورت "او"آمده است در نتیجه می توان گفت"اوز"و"خوز" دوگونه بیان وانشاء یک واژه اند.

واژه های "اوکسی" و "اوکسیان" که درزبان یونانیان آمده اند تلفظ یونانی نامهای "خوز" و"خوزیان" پارسی اند.روانشاد مشیرالدوله پیرنیا در کتاب ایران باستان از رابطه "اوکسی" و "اوکسیان" با "خوزی" و "خوزیان" سخن رانده می نویسد:راجع به اوکسیان  باید گفت که برخی پژوهشگران مانند "آندره آس"اوكسيان را يوناني شده  "خوزستان" ميداندبر اين پايه روشن مي گردد كه "اوكسي" يوناني شده "اوجي" بوده  و"اوجي"چنان كه گفته شدهمان  "اوزي" و"خوزي"است.

نويسنده كتاب "تاريخ كرد"جلد يك صفحه ۱۲ تهران ۱۳۱۱ نگاشته است :به باور دانشمندان كلمه خوز از "هوسي" و"كوسي"مي آيد كه همان طائفه "اوكس"است كه "كاسي" باشندبنا بر گفته يونانيان.

"هاء" و"خاء" در زبان پهلوي يك حرف است ودر متنهاي باستاني موارد بسيار زيادي در تبديل هريك از اين دو حرف به ديگري ملاحظه مي شود. "هوز" در زبان سرياني  نام قومي بوده كه بنا به مستندات تاريخي در سرزمين خوزستان كنوني  به سر مي بردند.به عبارت ديگر  "خوز" پهلوي در زبان سرياني  به صورت "هوز" پديدار ميشود .محل سكونت اين قوم "هوزيها"كه دريكي از مخله هاي ساخته شده در اهواز پيش از اسلام به سر مي بردند به نام محله "هوزمشير" كه همان "هوزمسير" و"هرمشير" پهلوي است ناميده مي شد. "مش" و"مس" در زبان اوستايي به معناي  "مه" و"بزرگ"است پس "هوزمسير"يعني محله هوزيهايي كه جز اشراف بودند.به كلام ديگر محله اشراف نشين شهر را "هوزمشير"يا "هوزمسير"مي خواندند.

بلاذري مورخ اسلامي متوفي ۲۷۹ ه ق در كتاب فتوح البلدان به قول  "ثوري"واژه شناس استنادكرده كه گفته است:اهواز رادر فارسي هوزمسير مي نامند وبا توجه به اصل سهولت بيان خاصه در تداول عوام كه "هوز"را به جاي "خوز" برمي گزيدند ثوري مي نويسد :و"اخواز"هم ناميده مي شداما "اخواز"را اهواز مي كفتند.

پاينده ايران

+ نوشته شده در  شنبه 25 خرداد1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 

برای کاوش در شهر ساسانی عسکر مکرم هیچ برنامه ای وجود ندارد

77 سال از ثبت محوطه ساسانی «عسکر مکرم» در فهرست آثار ملی میراث فرهنگی می گذرد اما تاکنون نه تنها تعیین حریم واقعی این محوطه تاریخی صورت نگرفته بلکه کاوش و گمانه زنی به منظور شناسایی هرچه بهتر شهر عسکر مکرم صورت نپذیرفته است.

فارغ از ضرورت انجام کاوش به منظور شناسایی هرچه بیشتر این شهر، تاکنون هیچ فعالیت پژوهشی منسجمی در عسکر مکرم صورت نگرفته و پایگاه و یگان حفاظت میراث فرهنگی برای آن تشکیل نشده است. طغیان های فصلی رودخانه گرگر، کشاورزی، بارش باران، نبود حضور دائم یگان حفاظت، ایجاد شیارهای عمیق، وجود چشم تیز حفاران غیرمجاز، عدم انجام هرگونه فعالیت پژوهشی و کاوش از جمله دلایل نامشخص بودن گستره عسکر مکرم و تخریب های پی در پی است. ظاهراً سازمان میراث فرهنگی خوزستان که مدعی است 800 میلیون تومان در سال جاری برای تعیین حریم محوطه های باستانی کل استان درخواست کرده است سهم عسکر مکرم را از این مبلغ 100 میلیون تومان عنوان می کند که تاکنون نیز تامین نشده است.

عسکر مکرم از جمله شهرهای دوره ساسانی است که در صدر اسلام بسیار مهم بوده و در آن دوران آن را «رستم کواذ» می خواندند. عسکر مکرم در دو کیلومتری روستای بند قیر به همراه شش شهر باستانی دیگر در سال 1310 به ثبت در فهرست آثار ملی رسید.

به دلیل نبود مطالعات و بررسی های کافی در این شهر دوره ساسانی موقعیت و میزان اهمیت این شهر بر همگان پوشیده است. بررسی های میدانی حاکی از آن است که در دوره اسلامی به ویژه صدر اسلام این شهر از لحاظ اقتصادی و سیاسی پیشرفت داشته به گونه یی که رهبران سیاسی چون یعقوب لیث صفاری و برخی امرای آل بویه علم طغیان علیه حکومت اموی را در این نقطه برافراشتند. «رستقباد» معرب رستم کواذ به معنای شهر و ناحیه قباد است بدین منظور که این شهر توسط قباد، شاه ساسانی ایجاد شده است که در دوره اسلامی به نام عسکر مکرم یا لشگر مکرم تغییر نام داده است.

وجود مسجد جامع، بازار و راه های تجاری آبی و زمینی همگی گواه اهمیت فوق العاده این شهر است به گونه یی که در می یابیم ضرابخانه هایی که سکه هایی با ضرب این شهر تولید می کرده اند وجود داشته است. بررسی های پژوهشی در شوش و جنوب غربی ایران نیز از وجود 6 ضرابخانه در ادوار اسلامی گزارش می دهد که این ضرابخانه ها در شوشتر، سرق (روستای سردار آباد)، عسکر مکرم و مناذر که درهم های نقره ضرب می کردند، شوش که سکه مسی ضرب می کرد و اهواز که به عنوان پایتخت سکه نقره و طلاضرب می کرد. در کتاب معجم البلدان نیز در توضیح وجه تسمیه عسکر مکرم آمده که «مطرف بن سیدان باهلی» در بصره کلانتر بوده است. یک روز دو راهزن را به نزد او می آورند. یکی را تازیانه می زند و دیگری را می کشد. برادر مقتول کینه او را به دل گرفت و چندی بعد که مطرف فرماندار اهواز شد، برادر مقتول، او را کشت. مصعب، حاکم بصره، مکرم پسر مطرف را برای انتقام روانه خوزستان کرد. مکرم در نقطه یی لشگرگاه ساخت که بعدها به نام او عسکر مکرم یا به طور خلاصه عسکر و به فارسی لشکر خوانده شد که تا پیش از این آنجا روستایی به نام رستم کواذ و به عربی رستقباد بود که این واقعه را به سال 71 هجری نسبت می دهند.

حمدالله مستوفی در نزهه القلوب از شاپور ذوالاکتاف که عسکر مکرم را تجدید عمارت کرد، نام می برد و مقدسی نیز می گوید: «اردشیر آب های خوزستان را تقسیم و رودکده هایی بر آنها حفر کرد که از جمله آنها رود مسرقان است که به فارسی اردشیرکان گویند. میان آب شوشتر در اثر احداث این رودکده، صناعی احداث شده که بندقیر به آن گفته می شود و قدما به آن روستا کواذ یا رستم قباد گفته و به زمان حجاج به نام غلام او که فرمانده لشکری که در تعقیب خوارج بوده و نام وی مکرم بوده، عسکر مکرم نامیده شد.»

«استخری» در «اشکال العالم» در باره عسکر مکرم می نویسد: «از ناحیت تستر جوی مسرقان «گرگر» می رود تا به عسکر مکرم می رسد و به اهواز می پیوندد و در آخر او از اهواز نگذرد و به عسکر مکرم پلی است، بر این جوی نزدیک بیست کشتی، که در زیر آن کشتی های بزرگ بگذرد. از عسکر مکرم در کشتی نشستیم تا به اهواز برویم. از آنجا تا اهواز 8 فرسنگ بود.»

علاوه بر این که از عسکر مکرم محوری ترین راه های آبی و خاکی عبور می کرد این منطقه از کشاورزی مستعدی برخوردار بود به گونه یی که از عمده محصولات این شهر می توان به نیشکر اشاره کرد که مورخان از نیشکر آن به عنوان مرغوب ترین نیشکر خوزستان یاد می کنند. «ابن حقول» درباره آبادانی عسکر مکرم می گوید: «اهواز شهری است معروف به هرمز اردشیر و ولایتی بزرگ و ناحیه یی پهناور است چنان که سایر شهرها در خود ولایت بدان شناخته می شوند و اکنون قسمت بیشتر آن ویران گشته و مردم آن پراکنده اند و شهر عسکر مکرم آبادتر از آن شده است که بنا به گفته مقدسی، در عسکر مکرم از ابریشم خام مقنعه و دستمال و پارچه می ساختند.»

اوج شکوفایی عسکر مکرم در قرون اولیه اسلامی ویژه قرن سوم هجری بوده است که در این قرن مورخان و جهانگردان زیادی از راه خشکی و آبی به این منطقه سفر کرده و در کتب خود از آن یاد کرده اند. اگرچه علت نابودی این شهر را طغیان رودخانه و شکست بندها می دانند، لیکن باید دانست شهری که به عنوان شهری نظامی محسوب می شود و مورد توجه قرار می گیرد نمی توان آبادانی همیشگی آن را انتظار داشت چرا که در جریان شورش ها و اغتشاشات چنین سفرهایی همیشه در معرض آسیب های جدی قرار گرفته و گاهی به طور کلی تخریب می شدند و حیات خود را از دست می دادند.

انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان به دلیل ضرورت اهمیت این شهر باستانی تصمیم گرفته است با مورد توجه قراردادن این شهر، زمینه توجه سازمان میراث فرهنگی کشور را به این نقطه جلب کند، چرا که انجام کاوش های باستان شناسی در این نقطه در شناخت هرچه بهتر خوزستان موثر خواهد بود

 

مجتبی گهستونی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 خرداد1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 

پاینده ایران

نمی دانم که چه نظری در مورد آزادی خرمشهر داریدونسبت به کسانی که در این راه از خود گذشتند تا ما امروز باشیم چه  احساسی دارید؟

خرمشهر پیش از انقلاب نماد اقتدار ملت ایران بود وپس از آن وهمزمان با انقلاب وآغاز نغمه های شوم تجزیه طلبی نشانی از ستم به مردم آن وبا آتش جنگ نشان پایداری وشکیبایی مردمی بود که گذشته ایی پرافتخار داشتند بود.

خرمشهر در یش از انقلاب مهمترین پایگاه پان ایرانیست بود وهیچگاه مانند امروز تجزیه طلبان توان چنین یاوه گویی ها را نداشتند.از نظر اقتصادی هم نگین درخشان خاورمیانه بود وگمرک آن در سراسر خاورمیانه وخلیج فارس یکه تازی میکرد وبه حق نماد اقتدار ملت ایران بود.شوربختانه با وقوع حادثه انقلاب همه این حقایق همانند این بود که در خوابی رنگین بود وبه ناچار از خواب باید برمیخواستیم واطراف خود را جوری دیگر می دیدیم.گویا بایدخرمشهر تبدیل به تلی خاک می شد تا دبی آباد گرددوگرنه با بودن خرمشهر ورونق آن جایی برای دبی وجود نمی داشت.

دیدن خیابانها و خانه های خراب وویران ونبرد خانه به خانه کسانی که برای حفظ ناموس خود همانند شیرژیان که نماد ملی ایرانیان است انسان را به شدت منقلب می کندواز خود می پرسد که چرا؟ چرا چنین شد؟مگرگناه  ملت ایران چه بود؟آیا داشتن اقتدار وسربلندی چنین تاوانی داشت؟مگر ملت ایران در درازنای تاریخ  با همسایگان خود با زور وستم باآنها برخورد داشته؟مگر مظلومتر از ملت ایران هم بوده؟مگر از کسانی که در خرمشهر ماندندوبا متجاوزان تازی جنگیدند و از خود گذشتند مظلومتر هم بوده؟آنان با هر گرایش سیاسی که داشتند در راه ملت ایران وفرهنگ باشکوه خود پایداری کردند.

آنهایی که رفتندوآنهایی که ماندند!بهنام محمدی-حسین فهمیده گل سرسبدکسانی هستند که رفتندباسیزده سال سن.این دو ودیگرانی که بدون هیچ چشمداشتی جنگیدند وکشته شدند وزخمی شدند ومانند امروزی هایی که ماندند وبه دنبال مال اندوزی ورانت نبودند.بسیارند که شاید امروز از نامشان هم خبری نیست ولی در زمره آن گلها بودند.بسیار با غیرت پایداری کردند ومظلومانه رفتند.چه خوب رفتند وامروز را ندیدند که مشتی فرصت طلب وتجزیه طلب همان راهی را می روند که ایشان باآن راه جنگیدند ونگذاشتند که نوامیس ایرانی راببرند.به نظر من کسانی که امروز از تجزیه طلبی آن هم در قالب فدرالیسم وآزادی دم می زنند به مراتب خطرشان بسیار بیشتر از آن کسانی است که در ابتدای انقلاب از تجزیه طلبی دفاع می کردند.امروز یوسف عزیزی بنی طرف وهمفکرانش که در جمهوری اسلامی مناصب مهمی هم دارند هدف را باورهای مردم قرار داده اند.امروز نام جعلی الاحواز را کشف کرده اند ولی آن روزها" هنا عربستان "را به درو دیوار می نوشتندظاهرا فهمیدند که عربستان با هویت آنان سنخیتی ندارد.امروز وهابیت با پول جوانان بیچاره ومردم سرخورده را می خرد ولی آن روزها چنین نبود.به قول یکی از دوستان اگر همین امروز عزیزی بنی طرف بگیرند واعدام کنند بسیار دیر است چون به اندازه کافی بسترهای فرهنگی را گسترانده.

به راستی آزادی خرمشهر نشان پیروزی ملتی بود که دشمنانش هوای آن رادرسرمی پروراندند که   تصرف سه روزه خوزستان وخوردن ناهار وشام در آن را داشتند.

آزادی خرمشهر یک نکته بسیار بزرگ را بیشتر نمایان کرد وآن هم این بود که ملت ایران با دست خالی در برابر دشمنی ایستاد وپیروز شد که از همه سوی پشتیبانی می شد وکشورهایی که تا پیش از این دوست ملت ایران بودند به واقع دشمنی خودرا نشان داده وبرادر تازی خودرا به طور تمام وکمال پول واسلحه داده ودر آخر هم دیدیم که چگونه ننگ تاریخ بر پیشانیشان نشست وبرادرشان چگونه آنان را هم هدف آمال خود کرد.

شوربختانه امروز ما شاهد آن هستیم که گروهی تجزیه طلب همان چیزی را سر داده اند که در ابتدای انقلاب از سوی جاده صاف کنهای بعثی عنوان شده بود والبته این بار از سوی شبه روشنفکران تجزیه طلب داخلی وقلم به دستان آنان که میراثداران همان پلیدانی هستند که با حرکات بسیار موذیانه خود تلاش در به هم زدن آرامش مردم را دارند که از نمونه کارهایشان در زمینه فرهنگی دامن زدن به حفظ آثار معماری در زمان خزعل پلید است که کاخ فیلیه در خرمشهر مقر حکمرانی آن خبیث در گذشته می باشد که اینان همه آثار با ارزش باستانی در خوزستان را رها کرده وبه این لانه خفاشان وجغدهای بد کنش چسبیده اند که البته گروهی هم از روی نادانی با آنان همراهی کرده وبر این طبل بد آهنگ می کوبندکه در راس آنان سازمان میراث فرهنگی وهمچنین ارشاداسلامی استان می باشد.

****

خرمشهر یکی از پایگاه های بزرگ و مهم پان ایرانیست بوده و مردم آن سامان همچون شهرهای دیگر ایران آموزه های میهن پرستانه خود را در سایه مکتب پان ایرانیسم دریافته بودند. شاید چون من، برای شما هم شگفت آور باشد که برای نخستین بار  بدانید شهید حسین فهمیده از اعضای شورای دانش آموزی حزب پان ایرانیست بوده و آنجا آموزش های ایدئولوژیک خود را گزرانده بود ،که دریافت برای نگاهبانی از میهن خود در برابر تانک دشمن باید از جان مایه گذارد.(مزدک)

پاینده ایران 

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 
پاینده ایران
رودخانه هایی وسیع وپر آب ,ذخائر ومنابع وشرایط ویژه طبیعی در طول تاریخ همواره  شرایط حضور واستقرار  اقوام مختلف رادر خوزستان فراهم ساخته است.
وجود زندگی وسکونت از 17000 سال پیش ,سایتهای تاریخی با قدمت هزاره های نهم وهشتم  پیش از میلاد مسیح  وآثار تمدنهای بزرگ ودرخشان  ایلام وهخامنشی, پارت وساسانی نشان دهنده  توجه  واهمیت به  استان  زرخیز در طول تاریخ بوده  وهست.
شهر اهواز مرکز  استان خوزستان  شهری  با ظاهری امروزی اما قدمتی به بلندای تاریخ.شهر اهواز به استناد مدارک تاریخی وباستان شناسی یکی از شهرهای تمدن ایلام به نام اوژ یا اکسین بوده است.
در دوره هخامنشی اواجا خوانده شد,در دوره پارت پایتخت اردوان چهارم بود. در دوره ساسانی اردشیر بابکان اهواز را مجددا تجدید بنا وبازسازی کرد وآن را هرمز اردشیر خواند.در دوره اسلامی به دلیل موقعیت تجاری اهواز ,خوجستان واجار (بازار خوزستان)نامیده شدتااینکه در قرن هفتم هجری طی سیلی بنیان کن اهواز وسد معروف شادوروان آن ویران شدتا اینکه در دوره قاجار ودر زمان حکومت ناصرالدین شاه اهواز مجددا رونق پیدا کرد واین بار به نام ناصری نام گرفت ودر نهایت در سال 1304 خورشیدی مجددا اهواز شد.
پاینده ایران
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 اردیبهشت1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 

پاینده ایران

خوزستان با پیشنه تاریخی  خود یکی از کانونهای مهم فرهنگ وتمدن ایرانی بوده است.آنچه حائز اهمیت ومورد توجه نویسندگان است اشاره به رواج زبان خوزی در کنار زبانهای مختلف فارسی -عربی-پهلوی -سریانی وغیره در بین مردم خوزستان میباشد.محققان از این زبان به عنوان گویش خاص اشراف خوزستان ویا زبانی که چون منسوب به مردم این سرزمین بوده به زبان خوزی شهرت یافته است سخن به میان می آورند.سرزمین خوز-خوزی نسبان-زبانخوزی-تاریخ خوزی ها همه وهمه یک اصل راروشن می سازند وآن اینکه کلمه خوز چنان با تار وپود تاریخ وفرهنگ وجغرافیا وآداب وسنن مردم سرزمین خوزستان درهم آمیخته شده که ممکن نیست محققی بتواند بین آن کلمه واین سرزمین جدایی انداخته یک روی سکه را بی توجه به روی دیگر آن مورد شناسایی قرار دهد.

عبداله ابن المقفع نویسنده بزرگ عربی زبان ایرانی الاصل ونخستین مترجم آثار ادبی تمدنهای هندی وایرانی به زبان عربی ویکی از آفرینندگان نثر ادبی عربی است.وی پیش از مسلمانی "داذویه پسر داذگشسب"نام داشت متولد106 هق واز کاتبان برجسته دربار منصور عباسی است ترجمه کتاب کلیله ودمنه از مشهورترین متون ادب عربی در تمام اعصار به شمار می آید شاهکار جاویدان ابن مقفع درپهنه ادبیات عربی است.کتابهایی همچون الادب الصغیر والادب الکبیر نام ابن مقفع را در تاریخ ادب عرب بلند آوازه نموده تاآنجا که خلیل بن احمد نحوی وادیب بزرگ عرب درباره اش گفت:مارایت مثله.

ابن ندیم متوفی سال ۳۸۵ هق در کتاب مشهور الفهرست فصلی تحت عنوان الکلام علی الفارسی عنوان کرده که در آن پیرامون زبانهای رایج در میان مردمان ایران به سخن پرداخته وی از عبداله مقفع که تبحری خاص در زبان پارسی وعربی ویونانی وهندی داشته نقل قولی می کند که قابل توجه است وی مینویسد:وقال عبداله بن المقفع لغات الفارسیه :الفهلویه والدریه.والفارسیه والخوزیه والسریانیه.ودر مورد زبان خوزی می نویسد:واما الخوزیه منها کان یتکلم الملوک والاشراف فی الخلوه ومواضع اللعب والازه وضع الحاشیه.

احمد بن ابی یعقوب(یعقوبی)دیگر مورخ وجغرایدان بزرگ اسلام متوفی سال ۲۹۲ هق در کتاب "البلدان"خود از نهر اهواز سخن به میان آورده واززبان مردم نواحی اهواز یادکرده بی آنکه بگوید که این زبان خوزی است می نویسد:وبرای اهل این ناحیه زبانی مخصوص به خودشان شبیه رطانت(عجمی ونامفهوم سخن گفتن) جز اینکه بیشتر به زبان پارسی سخن می گویند.

جغرافیدانان عرب وایرانی در سده های آغازین ظهور اسلم به اعتبار شرح جغرافیایی سرزمین خوزستان از زبان خوزی ها یاد کرده اند .مهمنرین این آرا قول ابن حوقل جغرافیدان والامقام در قرن چهارم هق است وی در کتاب مشهور خود به نام صوره الارض که در حدود ۳۶۷ هق نگاشته شده می نویسد:زبان عامه مردم خوزستان فارسی وعربی است به جز اینها زبان دیگری به نام خوزی است که نه عبرانی ونه سریانی ونه عربی ونه فارسی.همین موضوع را ابواسحاق ابراهیم بن محمد استخری متوفی ۳۴۶ هق در کتاب مسالک الممالک در حوالی سال ۳۴۰ هق مورد تائید قرار داده.

به جرائت می توان گفت که زبان خوزی امروزه زبان مردمان شوشتر ودزفول وبختیاری است که اینان به واقع میراثدارن این زبان کهن می باشند.

پاینده ایران

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 

 


بر اثر خاکبرداری غیر مجاز در شوش
مشاهده خمره های باستانی
به دلیل خاکبرداری غیر مجاز در عرصه محوطه باستانی شوش لایه ها و خمره های  باستانی مشاهده شد.
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی با اعلام این مطلب گفت: در مجاورت پل هوایی اهواز به شوش و بر روی عرصه محوطه باستانی شوش  شهرداری شوش به بخش خصوصی زمینی را واگذار کرده است تا اقدام به ساخت یک باب هتل نماید.
مجتبی گهستونی افزود: با توجه به اینکه کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی استان خوزستان مخالف تعرض به محوطه های باستانی بدون در نظر گرفتن ظوابط هستند اما ساخت این هتل با دستور مقامات سازمان میراث فرهنگی و همراهی مسئولین شهر صورت گرفته است.
وی بیان داشت: در حالی که تعین حریم محوطه باستانی شوش در دست اقدام است ساخت این هتل با ظوابط قانونی میراث فرهنگی مغایرت دارد. بر اثر خاکبرداری عوامل اجرایی این هتل لایه های  باستانی و خمره هایی از دوره های اشکانی تا ساسانی در این محوطه مشاهده شده است.
پیشتر در محوطه باستانی شوش تعرضاتی همچون ساخت پیش دانشگاهی ، ترمینال ، میدان فوتبال ، پمپ بنزین و... انجام شده بود.
 
 
 
 
کندو کاوهای غیر قانونی در قلعه شوش
 
برگزاری همایش یک روزه «شوش و میراث جهانی آن؛ چالشهای کنونی و چشم انداز آینده» بهانه­ای به دست داد تا موردی دیگر در ارتباط با قلعه شوش نیز مجال بروز یابد.
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام این مطلب گفت: در حیاط گوشه شمال شرقی حیاط دوم قلعه شوش حفره­ای به عمق یک متر و به ابعاد 2 در 2 متر کنده شده است که حفر این گمانه مربوط به پیش از ایام نوروز ااست. شنیده ها حاکی از آن است که این گمانه بدون مجوز پژوهشکده باستان شناسی و تنها به درخواست مقامات میراث فرهنگی خوزستان کنده شده است. گفتنی است تعدادی از بازدید کنندگان نوروزی از ایجاد چنین گمانه ای در این قسمت قلعه متعجب شده بودند زیرا این حیاط در واقع سقف انبارهای طبقه زیرین بوده و هر گونه حفاری موجب وارد آمدن آسیب جدی به این قلعه خواهد شد.
مجتبی گهستونی افزود: انجمن­های دوستداران میراث فرهنگی شوش و خوزستان از زمان نامناسب چنین اقدامی ناخرسند بودند. آنها دلیل نارضایتی خود را چنین توضیح میدادند که فصل بهار و به ویژه فروردین ماه هنگام بارندگیهای منطقه شوش است و تنها بخت و اقبال بلند مسوولان میراث فرهنگی خوزستان به داد آنها رسیده است. زیرا به دلیل خشکسالی ، بارندگی امسال ناچیز بوده است. چنانچه مطابق هر ساله بارندگی قابل توجه به وقوع می­پیوست این چاله غیر قانونی از آب پر شده و باعث فروریختن سقف انبارهای طبقه زیرین می­شد.
وی بیان داشت:  در این صورت تعداد بسیار زیادی از اشیائ موزه­ای داخل این انبارها از میان می­رفت. هنوز معلوم نیست که آیا سازمان میراث فرهنگی خوزستان مسوول حفر گودال در حیاط دوم است یا پایگاه میراث فرهنگی شوش؟
قلعه فرانسوی ها در شوش اکنون بیش از صد سال قدمت دارد و مطابق قانون جزو آثار باستان شناسی شناخته می شود. این قلعه در اواخر قرن 19 میلادی و توسط ژاک دمورگان به شیوه قلعه های قرون وسطی اروپا طراحی و توسط استادکاران ایرانی (دزفولی) با آجرهای حاصل از حفاری محوطه های عیلامی و هخامنشی چغازنبیل و هفت تپه و شوش ساخته شد. 
 
 
 
 
كشف گور ايلامي در شوش در نتيجه حفاري غيرمجاز
 
سخنگوي انجمن دوستداران ميراث فرهنگي خوزستان (تاريانا) از كشف يك گور ايلامي در نتيجه حفاري غيرمجاز خبر داد.
مجتبي گهستوني در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) در خوزستان، اظهار كرد: در اثر يك حفاري غيرمجاز در دامنه غربي شهر صنعتگران شوش يك گور ايلامي كشف شد كه شبيه گورهاي موجود در هفت تپه است.
وي افزود: اين گور داراي تاق و آجرهايي در ابعاد 33*33 است و از آن جا كه ايلامي‌ها‌ همراه با مردگان خود اشياي قيمتي قرار مي‌دادند، احتمال مي‌رود كه اشياي قيمتي نيز در اين گور بوده كه به سرقت رفته و تنها مشتي استخوان در گور باقي مانده است.
او تصريح كرد: متاسفانه ميراث فرهنگي شوش و يگان حفاظت از انتشار اين خبر خودداري كردند.
گهستوني تصريح كرد: تعيين حريم محوطه 400 هكتاري شوش ناتمام مانده و اين مساله باعث تشديد تعرض‌ها به اين منطقه شده است.
وي اين تعرض‌ها را شامل حفاري‌هاي غيرمجاز، ساخت و ساز املاك، ساختمان پيش دانشگاهي، ساخت ترمينال و احداث 12 تيرك دروازه فوتبال عنوان كرد.
 
 

+ نوشته شده در  شنبه 7 اردیبهشت1387ساعت   توسط کاوه اهوازی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
امضای طومار اینترنتی علیه گوگل برای برداشتن نام خلیج عربی
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
پیوندها
حزب پان ایرانیست
تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان
پان ایرانیست کرمان
پان ایرانیست ارومیه
میهن و ملت
اقتدار ملی(سرورکیان مهر)
جوانان پان ایرانیست
روزنامک
بچه پارس
ایران شمالی (سروررسول اردبیلی)
پایندگی (سرور پیشداد)
نقده شهر مظلوم کوردها
ایران جاودان بمان (سرورساناز)
یاران ایران جوان
تارنمای خبری تبریزنیوز(پیمان پاک مهر)
پان ایرانیست آذربایجان
ذوالقرنین(پاسخ به ناصرپورپیرار)
کشورهای پارسی زبان(سه گانه پارسی)
ای ایران(آریوبرزن)
تاریخ ایرانیان در این روز(دکترانوشیروان کیهانی زاده)
فرزندان ایران زمین
دوستداران ایران در اردبیل
ایران من کو؟
حق وصبر(پاسخ به پورپیرار)
یاردبستانی(سرورنوشین جعفری)
ایران افغانستان تاجیکستان
گروه پژوهشی ایرانشناسی افراز
ایران تالشستان
حتما بخوانید(تکتم)
حماسه چالدران(سرورآتروپات)
رویداد
آریا ( فرزندزمین)
سایت رسمی ایران ما
پاینده باد سرزمین کوروش بزرگ
تارنماي كردهاي پان ايرانيست(به ژی ایران)
کارزار باپان ترکیسم
تاریخ وفرهنگ وجغرافیای نقده کردستان
شراب عاشقي(نيلوفر)
آنتي پان ترك
پان ایرانیست تبریز(فرمان آریا)
دختر آتش(سرور بانو آتوسا)
بندهشن(آگاهی خورشیدواره ایی برذهن انسان)
كارون(محمدرضا)
خورشيد ايراني(فرزندآريا)
دياكو
آتروپاتکان 7
نیمه گمشده من(سرورآرش جهانشاهی)
سرور مازیار
آریابدپيام آورآريايي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

آهنگ متن از امین الله حسین آهنگ ساز سمرقندی