![]() |
![]() |
|
| از اهواز شهر هرمز اردشیر با همه ایرانیان سخن می گویم. |
|
پاینده ایران
با درود به همه سروران گرانقدری که پیشاپیش خود را برای جشن بزرگ تیرگان در اهواز آماده کرده بودند و به مکان مورد نظر تشریف آوردند؛ جشن تیرگان به سبب رویدادهای اندوهبار روزهای گذشته و همراهی با هم میهنان جانباخته برگزار نگردید.وعده ما جشن باستانی مهرگان در اهواز که امید است در آن روز با دلهای شاد گرد هم آمده سنت نیاکان را پاس داریم. پاینده ایران
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 تیر1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
به نام خداوند جان وخرد
پاینده ایران هم میهنان. همانگونه که می دانید در پایان راه پیمایی آرام مردم تهران در روز دوشنبه 25 خرداد ماه که با هدف اعتراض مسالمت آمیز مدنی به بروز تقلب در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم صورت گرفت گروهی از نیروهای خودسر به سوی راه پیمایان آتش گشودند و تعدادی از آنها را به خاک و خون کشیدند. حزب پان ایرانیست ضمن یادآوری حقوق شهروندی آحاد مردم و تذکر این حقیقت که حاکمیت تاکنون هیچ گاه به درخواست نیروهای مخالف برای دریافت مجوز راه پیمایی پاسخ مثبت نداده و حقوق شهروندی ایرانیان را مستمراً و بر خلاف اصول مصرح در قانون اساسی فعلی سلب کرده است و ضمن محکوم کردن اقدام جنایت کارانه ی مزبور نسبت به گسترش امواج خشونت و به ویژه تخریب ها هشدار می دهد. گرچه مردم میهن ما دارای بلوغ سیاسی هستند و به هیچ وجه این تشبثات را تأیید و حمایت نمی کنند، اما عوامل مزدور و وابسته می کوشند تظاهرات آرام مردم را قلع و قمع نمایند. حاکمیت جز خود، تحمل هیچ حزب و جمعیت دیگری را ندارد و در همه ی این سال ها با همین منطق و اراده با مردم رفتار کرده است. پس باید مراقب توطئه ها و خیره سری ها باشیم. از این رو حزب پان ایرانست ضمن همدردی با خانواده های داغدار حوادث تلخ اخیر تهران از عموم فعالان سیاسی به ویژه کسانی که در راه پیمایی ها و تجمعات اعتراض آمیز شرکت می کنند می خواهد به طور مکرر واکید کاربرد خشونت و تخریب را نفی کنند. به یقین اراده های مصمم جوانان ایران بهانه به دست دشمنان نخواهد داد و به اتکاء همین اراده های استوار ومصمم به سوی استیفای حقوق انباشته ملت ایران حرکت خواهیم کرد. حزب پان ایرانیست ۲۷ خردادماه ۱۳۸۸ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 6 تیر1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
به نام خداوند جان و خرد پاینده ایران روز سه شنبه مورخ 23 خردادماه 88، مهندس هومن اسکندری از اندامان فعال حزب پان ایرانیست در منزل مسکونی خود توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی بازداشت شده است. تعرض به حقوق شهروندی بصورت فراقانونی و بدون هیچ توجیه قانونی که در روزهای اخیر شاهد آن هستیم امری است بشدت محکوم و مردود. سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ضمن محکوم کردن بازداشت های اخیر فعالان سیاسی بویژه سرور مهندس هومن اسکندری خواهان آزادی بی قید و شرط آنها می باشد و نسبت به عواقب این رفتارهای غیر مسوولانه, غیر دموکراتیک و غیرقانونی به شدت هشدار می دهد. سازمان جوانان حزب پان ایرانیست ۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۸ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 31 خرداد1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
در بستر دیواره ، سنگ چینی قابل مشاهده است پس از تخریب علنی یک تپه اشکانی در مرکز شهر رامهرمز که دیواره و خشت های آن به عینه قابل مشاهده بود ، تخریب یک تپه اشکانی دیگر موسوم به پاگچی، تخریب یک محوطه اشکانی موسوم به حسین آباد در شوش ، اینبار در نتيجه عمليات تعريض جاده روستايي در اطراف اهواز توسط پيمانكار شركت نفت يك محوطه باستاني ظاهرا متعلق به دوره اشكاني آسيب جدي ديد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 خرداد1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
رودخانه کارون، یکی از کهن ترین رگهای خلیج همیشه پارس است؛ بزرگترین
رودخانه ایران زمین، کارون خروشان، از هشت هزار سال پیش تا کنون میزبان
مردمانی گوناگون از سراسر گیتی پهناور بوده است، ولی پس از چندین هزار
سال، اکنون برای نخستین بار کارون دیگر خروشان نیست. کارون خسته و بیمار
است، کارون میهمانان خوبی ندارد، رودخانه ای که از کوههای استوار زاگرس
تا آبهای درخشان خلیج پارس جاریست در راه سه میلیون نفر میهمان دارد، در
پنج شهر، و دروغ نیست اگر بگوییم هیچ کدام از آنان برای کارون دل
نمیسوزانند، هنگامی که آن را اینچنین زار و پریشان میبینند.
شاید با دیدن این عکسها بیشترین موردی که به چشم آید خشک بودن کارون باشد، ولی در کنار لایروبی نشدن، انتقال آب سرشاخهها، ساخت چندین سد، و خشکسالی، کارون از آلودگیهای شهری نیز رنج میبرد. به ویژه کلانشهر اهواز که یک سوم جمعیت استان خوزستان را در خود جای داده است و روزانه دهها مترمکعب پساب کارخانجات و شهر را در کارون میریزد، و هیچ برنامه اجرایی و اثرگذاری برای پاکسازی و درمان کارون ندارد. اگر کاری انجام نشود، کارونی که ما برای آیندگان به ارث خواهیم گذاشت کوچکترین همسانی ای با کارونی که نیاکان ما برایمان به ارث گذاشتند نخواهد داشت، افسوس...
کارون یکی از کهن ترین میراث طبیعی ماست، و چنین حال زار و پریشانی
هرگز شایسته او و وارثان کنونی آن نیست؛ با امید آنکه مسئولین، به ویژه
سازمان آب و برق خوزستان، به عنوان نهاد مسئول رودخانه کارون، برنامه ای
ملی برای درمان و نگاهداری کارون بیاندیشد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
صادق محمدی، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی، و گردشگری خوزستان به تازگی گفتگویی با هفته نامه ندای بهبهان داشته است. وی در این گفتگو ضمن بیان آمادگی برای مناظره با منتقدان خویش، در سخنانی بسیار شگفت آور هر گونه تخریب در آثار تاریخی خوزستان را رد نموده! و در ادامه منتقدان خود را افرادی دارای اهداف سیاسی-اقتصادی نامیده است. وی همچنین بر ساخت موزه منظقه ای خوزستان در وسط رودخانه کارون در حالی تاکید دوباره نموده که پیشتر خبرها حاکی از واگذاری جزیره شادی به آموزش و پرورش خوزستان بوده اند. در ادامه این گفتگو را میخوانید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه 9 خرداد1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
خانم جين هارمن و درخواست تجزيه ايران؟! درباره اظهارات خانم جين هارمن نمایندۀ دموکرات ايالت کالیفرنیا پیرامون تجزیه ايران كه در اجلاس "ِاي پَك" بيان گرديد يك پتيشين (تومار اينترنتي) راه اندازي گرديده كه متن فارسي آن به اين گونه است: ما ایرانیان درون و برون از کشور ایران توسط این طومار اعتراض خود را پیرامون اظهار نظر غیر مسئولانۀ خانم “جین هارمن” نمایندۀ دموکرت ایالت کالیفرنیا در کنگرۀ آمریکا در ارتباط با تجزیۀ ایران اعلام میداریم: ورود به صفحه امضا http://www.petitiononline.com/iran200/petition.html |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 4 خرداد1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
پاینده ایران
خرمشهر را خون پاک جوانان ایرانزمین آزاد کرد.جوانانی مانند بهنام محمدی حسین فهمیده عبدالرضا موسوی وبسیاری دیگر که با اسلحه های سبک در برابر دزدان تا دندان مسلح متجاوز مانند شیر ایستادند وجنگیدند وکشته شدند وپشت به دشمن نکردند.با هر مرام واندیشه ایی که بودند در یک چیز یگانه بودند و آن هم دفاع از آب وخاک و جان ومال وناموس ملت خود.مظلومانه در چندروزی که در خیابانهای خرمشهر وگمرک آن شهر ایستادند وکشته شدند والبته هم برخیشان زخمی شدند وشاید امروز در میان ما باشند ولی بدون ادعا وای به حال آنان که کاری نکردند واگر هم کردند امروز ادعایی داشته باشند باید از آنانی یاد بگیرند که امروز یا نیستند ویا اگر باشند ادعایی ندارند.یکی از این بزرگوارانی که امروز در میان ما نیست شهید موسوی است شیر مردی از عرب زبانان با غیرت ما که گفته شده در همان زمان عراقیها وعناصر تجزیه طلب برای جنازه وسر او پاداش تعیین کرده بودند ولی مردانه ایستاد و با ایستادن خود تو دهنی محکمی به تجزیه طلبان مزدور زد.امید که بتوانیم ادامه دهنده راه آنان باشیم. پاینده ایران |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 30 اردیبهشت1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
تخریب بنای "ریسندگی و بافندگی" جنایتی فرهنگی در قلب اهواز است که با درالویت قرار دادن بازسازی آن از سوی سازمان میراث فرهنگی می توان امیدوار بود که ازتخریب دائمی یک بنای ثبت شده در فهرست آثار ملی جلوگیری کرد. سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام این مطلب گفت: سال 1379 با گذشت چند روز از ثبت بنای ریسندگی و بافندگی به عنوان اولین کارخانه ریسندگی و بافندگی جنوب کشور در اهواز، شبانه شاهد تخریب بخشی از تاسیات این کارخانه توسط تعاونی مسکن یکی از نهادها بودیم. مجتبی گهستونی افزود: کارشناسان اداره وقت میراث فرهنگی خوزستان با شنیدن این خبر ، خود را به محل رساندند تا مانع از تخریب این بنا شوند. جلوگیری آنان تخریب های پی در پی پایان ماجرا نبود چرا که این تخریب ها هر از گاهی دور از چشم سازمان میراث فرهنگی ادامه می یافت. البته سازمان میراث فرهنگی ، جز چند پیگیری جزیی کاری از پیش نبرد و تا به امروز هیچ گاه حفظ ، احیاء و مرمت این محوطه 3 هکتاری که تنها دیوارهها و یک برج هوا ساز از آن باقی مانده است را در دستور کار قرار نداده است. وی بیان کرد: یک دهه است که از تخریب این کارخانه ریسندگی و بافندگی که در سال 1313 ساخته شده است می گذرد. بی توجهی تعاونی مسکن نهاد مربوطه و عدم پیگیری های سازمان فعلی میراث فرهنگی برای بازسازی این بنای ثبت شده باعث گردیده که وضعیت فعلی مشکلاتی را به لحاظ اجتماعی و امنیتی برای ساکنان اطراف این محوطه فراهم نماید. اگر چه انبوهی از زباله ها و وجود اتاق هایی مخروبه که محلی برای تجمع معتادان شده است همسایگان را نگران کرده است اما بسیار علاقه دارند که بار دیگر شکوه بنای عریض و طویل کارخانه ریسندگی و بافندگی را ببینند. نایب رییس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با تاکید به نقش این کارخانه در هویت بخشی به اهواز و ایجاد اشتغال و تامین نیاز مردم کشور در زمینه تولید صنایع مربوط به ریسندگی و بافندگی وضعیت پیش آمده را نتیجه بی تدبیری مسئولین شهر اهواز در از بین رفتن یک به یک آثار ثبت شده عنوان کرد و گفت: در شهر اهواز که سابقه تاریخی 4 هزار ساله دارد متاسفانه در گذشته فقط 35 اثر و محوطه در فهرست آثار ملی ثبت شده است که برای حفظ همین تعداد هم تلاش چندانی نشده است. وی سکوت و کم کاری سازمان میراث فرهنگی خوزستان را برای حفظ، مرمت و نگهداری این بنای مهم را در قبال دریافت دو ملک در اهواز و رامهرمز غیر قابل توجیه عنوان کرد. گهستونی حفظ کارخانه ریسندگی و بافندگی اهواز را بخشی از تاریخ صنعت نساجی در ایران دانست و گفت: بافتن و دوختن تن پوش از جمله نيازهاي نخستين بشر بوده است، ولي اين که در چه زماني تن پوش گياهي و سود جستن از پوست نباتات و حيوانات براي پوشش بدن، به صورت تن پوش پارچه اي درآمده و بشر پيروز به فراگرفتن فن بافندگي شده است به درستي روشن نيست. اما وقتی در سنگ نگارههای ایذه به تن پوش های افراد توجه می نماییم می توان به وضوح به تنوع پوششی آنها نیز پی برد. وی افزود: بر اساس بررسی بعضی باستان شناسان کشف شمار قابل توجهی از چنبره هاي دوک که از گل رس يا از سنگ ساخته شده، نشان آن است که انسان قديم، مبادي صنعت بافندگي را مي شناخته است. مادها در بافندگي پشم، کتان و ديگر الياف گياهي را به کار برده و از پشم علاوه بر ريسندگي و ساختن نخ و پارچه هاي پشمي کلاه درست مي کردند.
سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان اظهار داشت: پارچه بافي ايران در روزگار هخامنشي به ويژه در زمينه بافت پارچه هاي پشمي نرم و بسيار خوب، نامور بوده و شاهان هخامنشي به داشتن لباس هاي گرانبها نامبردار بوده اند. در زمان اشکانیان تن پوش هاي زنان و مردان پارتي که به نقش و نگارهاي گوناگون و زيور آلات رنگارنگ، مزین بودند نشان می دهد که در بافتن پارچه و پوشاک دقت و چيرگي به کار مي برده اند. مجتبی گهستونی با اشاره به اهمیت صنعت نساجی در دوره ساسانیان از وجود نمونه هاي زياد از پارچه هاي ساساني در موزه ها خبر داد و گفت: در روزگار ساسانيان صنعت پارچه بافي در زمينه ساخت پارچه هاي زربفت و قلابدوزي،پيشرفت بسياري نمود.به گونه ای که می توان شکل گیری کارخانه های ریسندگی و بافندگی را به آن زمان نسبت داد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
شهرداری منطقه یک اهواز از مالکین خانه های قدیمی در مرکز شهر اهواز خواست تا نسبت به اخذ مجوز بهسازی ملک خود اقدام نمایند. سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام این مطلب گفت: شهرداری منطقه یک اهواز به استناد بند 14 از ماده 55 قانون شهرداری ها که به خانه های منافی زیبایی و موازین شهری می پردازد به مالکین این املاک فرصت داده است تا ظرف 10 روز از تاریخ پنجم اردیبهشت ماه لغایت 10 روز دیگر برای اخذ مجوز بهسازی ملک خود اقدام نمایند. مجتبی گهستونی افزود: انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان ضمن تشکر از شهرداری اهواز برای ساماندهی خانه های فرسوده از شهرداری اهواز درخواست کرد تا خانه های قدیمی با معماری خاص را در این طرح مورد توجه قرار دهند و با اختصاص اعتباراتی یا ملک را خریداری کرده و یا با اختصاص اعتباری نسبت به مرمت، حفظ و احیاء آن به منظور استفاده فرهنگی و تفریحی اقدام نماید. وی با اشاره به وظیفه سازمان میراث فرهنگی برای نجات بخشی این آثار اظهار داشت: سازمان میراث فرهنگی خوزستان وظیفه دارد که با ثبت خانه های تاریخی با معماری خاص آنها را به ثبت برساند و با اختصاص ردیف بودجه یی نسبت به مرمت، حفظ و احیاء آنها اقدام نماید. نایب رییس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اشاره به بی توجهی های انجام شده به محوطه ها و بناهای تاریخی اهواز بیان کرد: اهواز با برخورداری از 35 اثر ثبت شده در فهرست آثار ملی و دهها اثر تاریخی و چندین جاذبه گردشگری فاقد اداره میراث فرهنگی شهرستان است. مسئول کمیته میراث فرهنگی مجمع فعالان حقوق بشر ایران گفت: اولین اثری که سال 1310 در اهواز به ثبت در آثار ملی رسید مربوط به بقای شهر تاریخی هرمز اردشیر می باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 16 اردیبهشت1388ساعت توسط کاوه اهوازی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
فرمان رئیس در تاريخ 8 خرداد 1325 هنگاميکه عليرضا رئيس سرگرم ساختن نارنجکی بود ، ناگهان مواد منفجره ، حادثه خونينی آفريد . با انفجار باروت بدن عليرضا رئيس تکه تکه شد . و نام اولين شهيد نهضت پان ايرانيسم در تاريخ جاودانه گشت . عليرضا همراه با بيژن فروهر و داريوش همايون و دهها تن ديگر در شاخه نظامی انجمن فعاليت می کرد . در آن هنگام ليست سياه۳۰۰ صد نفره يي شامل بيگانه پرستان و سر سپردگان بيگانه توسط انجمن تهيه شده بود و قرار بود نارنجک ها عليه آنان استفاده شود . پس از شهادت عليرضا رئيس متنی توسط محسن پزشکپور نوشته شد که به فرمان رئيس مشهور است . اهميت اين متن در اين است که در آن برای اولين بار از نام پان ايرانيسم برای شناساندن جنبش و انجمن استفاده شده . البته اصطلاح پان ايرانيسم پيشين توسط دکتر محمود افشار در ماهنامه ی آينده در معنای صرفاً فرهنگی آن بکار رفته بود . ولی محسن پزشکپور با غنی سازی اين واژه ، پان ايرانيسم را در معنای سياسی ـ فرهنگی و اجتماعی و حتی جغرافيايي آن مصطلح ساخت . گفتنی است جنبش پان ايرانيسم تا کنون سه مرحله مهم را پشت سرنهاده است : 1. مرحله نهضت . از سال 1320 تا 1326 . در اين مرحله محسن پزشکپور و محمدرضا عاملی تهرانی به پايه گذاری جنبش پرداختند . و سپس افرادی چون عاليخانی ، بيژن فروهر ، داريوش همايون ، جواد تقی زاده تبريزی و ... به آن پيوستند . 2. مرحله مکتب . که به صورت جلوه تشکيلاتی پان ايرانيسم از 15 شهريور 1326 تا 1330 به کوشش پرداخت . در اين وهله افرادی چون : خداد فرمانفرمائيان ، هاراطونيان ، نستور ولاديکا ، باقر عاليخانی و صدها تن ديگر به مکتب پيوستند . 3. مرحله حزبی . از دی ماه 1330 تا اکنون : که حزب پان ايرانيست بر بنياد مکتب پان ايرانيسم جهت تلاش برای يگانگی سرزمين های ايرانی و تربيت نيروهای اداره کننده کشور شکل گرفت . ≠ فرمان رئیس ما بنیاد گذاران انجمن که نخستین پایه های ایران پرستی را بر روی شانه های خود برپا کردیم،امروز و در این ساعت به خاطر آنکه انجمن مقدس خود را وارد یک راه تغییر ناپذیر و به سوی یک هدف مقدس جاوید رهسپار سازیم و به خاطر آنکه هرگز نگذاریم این شعله های آتش وطن پرستی که امروز از قلوب ما زبانه می کشد خاموش گردد و به خاطر آنکه آرزو و ایده مشترکی را که همگی در قلب داریم تقدیم جامعه ایرانی و مبنای تعلیمات و فلسفه و کلیه عقاید انجمن خویش سازیم،می گوییم «پان ایرانیزم»آن آرزوی مقدس است که بر قلوب جملگی حکومت می کند. اکنون به خدای خود وبه شرافت انجمن خود و به خون نخستین شهید و سرباز فداکار انجمن «علیرضا رئیس»سوگند یاد می کنیم که برای همیشه و تا ابد جز پان ایرانیزم برای خود هدف و آرزویی تخصیص ندهیم و ایران را جز به سوی این آینده درخشان و دوست داشتنی نرانیم. ای آیندگان ای کسانی که روزی زمام امور انجمن کنونی ما را در دست می گیرید،مردم مبارز! کسانی که برای عظمت ایران به سازمان مقدس ما می پیوندید،زمامداران!ای افرادی که بر فرزندان داریوش و سیروس حکومت می کنید،ای خواننده عزیز،شاید وقتی که این سطور را می خوانی اجساد ما خاک شده باشد.شاید که مکان ما کنج زندان باشد و شاید به جرم وطن دوستی آواره کوه و دشت باشیم یا قلوب ما را که کانون آتش ایرانپرستی است تیرهای جانگداز دشمنان میهن سوراخ سوراخ نموده باشد.اما،از تو می خواهیم و به تو می گوییم و تو را به اهورامزدا خدای بزرگ ایران سوگند می دهیم که به پاس احترام روح شهدای ایران و به یاد بنیانگذاران انجمن و به خاطرعظمت ایران و برای همیشه نیزتو یک آرمان داشته باشی و معتقد به این عقیده گردی:«پان ایرانیزم» شاید این آرزو در زمان ما و در دوره تو به حقیقت نپیوندد.اما،باشد.تو موظفی ذره ای از این اخگر را که در سینه داری در قلوب دیگران و آیندگان وارد کنی تا سینه به سینه بگردد و خاموش نشود.مطمئن باش روزی می رسد که این آتش پلیدی ها را بسوزاند و جز پاکی چیزی بر جای نگذارد.تا آن روز،این وصیت ماست: «شما هاله سیاه را از دور پرچم ایران برنگیرید.این هاله،نشانه عزاداری و ماتم ما است تا وقتی که به هدف مقدس خود نرسیده اید ، تا زمانی که عظمت ایران را اعاده ننموده اید،شما را به ناموس وطن سوگند این هاله را برنگیرید و نعره کشان بگویید: به پیش برای محو این هاله «سیاه» به پیش برای آن روز تاریخی و مقدس،آن روز سعادت بار فرح بخش،آن روز برای نخستین بار پرچم سه رنگ ما بدون هاله سیاه در دست جوانان فداکار ایران و سربازان غیور انجمن در اهتزاز خواهد بود.» هموطنان،درود بر شما و شهدای ایران،درود بر قهرمان پیشاهنگ و شهید راه آزادی ایران علیرضا رئیس. ایران را به شما می سپاریم و شما را به اهورامزدا. |
| پیوندهای روزانه |
|
RSS
|